«درست است برجام به نتیجهای ختم نشد و منافعی که پیشبینی شده بود را برایمان به ارمغان نیاورد، اما در عوض حقانیت ما در مجامع بینالمللی اثبات شد و آمریکا هم محکوم.»
اینها بخشهایی از ابیاتی است که مدافعان برجام آن هم نه در لایههای اول بلکه در لایههای دوم و سوم در این سو و آن سو تکرار میکنند. در سکوت سنگین مدعیان دیپلماسی که بلد نبودن زبان گفتوگو با دنیا را بر سر منتقدان خود میکوفتند، حالا برجام موریانهخورده و لگدمال شده مدافعی ندارد جز همین چهرههای درجه دو و سه سیاسی که هنوز بعد از هفت سال به دولتمردان دخیل بستهاند.فارغ از اینکه مردم هنوز شعارهای تند و تیز آقای رییسجمهوری را از یاد نبردهاند که برای حل مشکلات کشور در پی بستن با کدخدا بود و حالا بعد از هفت سال مردم را دعوت به مقاومت و تحمل میکند. سؤال اینجاست که در برابر ستاندهای که «اثبات حقانیت جمهوری اسلامی و محکوم شدن ایالات متحده در دنیا»
خوانده میشود ما چه چیزی را دادهایم؟مگر نه این است که معیار ارزیابی هر توافق و داد و ستدها، بررسی وزن پارامترهایی است که واگذار شده در برابر پارامترهای ستانده شده. با فرض پذیرش این نکته که حقانیت جمهوری اسلامی در دنیا اثبات شده، ژنرالهای کاربلد دیپلماسی و حقوق بینالملل لطف کنند امتیازاتی که برای ستاندن این اثبات حقانیت واگذار کردهاند را بهطور شفاف و صریح به افکار عمومی عرضه کنند تا مشخص شود آیا ستانده موجود نسبتی با امتیازات واگذار شده دارد یا نه؟ کاش سیاستمداران ما مسوولیت مشکلاتی که به بار آوردهاند، را میپذیرفتند.